
مصاحبه اختصاصي وبلاگ جوانان با رييس جمهور محترم
-سلام آقاي رييس جمهور
-سلام خدمت شما وتمام طرفداران اين وبلاگ وزين
-اگه اجازه بديد برم سراغ اولين سوال ،آقا چرا انقدر گروني؟
-اي آقا ،اينا نميزارن ما کارمونو بکنيم، اعلام کرديم هرکي ميگه گرونيه بياد از اين بقال محل ما خريد کنه
مردم حجوم آوردند بقال محل ما هم 10 برابر کشيد رو قيمتهاش الان تو محل ما از کل تهران همه چي
گرونتر شده تازه بقال محل هم وزش خوب شده سوپري زده
-آخه چرا؟ پس دولت برا مبارزه با گروني چي کار ميکنه؟
-البته ما هم ساکت نشستيم يه تيم درست کردم رييسشم گذاشتم <<الهام>> برن تو اين محلات
هرکي گرون فروخت گوششو بکشن
-وضع بنزين کي معلوم ميشه؟
-وضع بنزين معلومه،آزاد ليتري 400 تومان تا دو سه سال آينده هم کلا آزاد ميشه مردم راضي،ما
هم راضي ، خدا هم راضي است.اين سوالا قديمي شده يه چيز جديد بپرس
-چشم،اين موشک سفير اميد ايرانم با موفقيت پريد ولي اين سايت هاي خبري ميگن روسا ساختند
-کي گفته؟! من خودم شاهد بودم تو ايران ساختند
-بعله،ما هم شاهد بوديم ولي خوب روسا مگه نميتونند تو ايران کار کنند؟
-شما هنوز سنت به اين حرفا نميخوره برو سوال بعد اگه يه بار ديگه از اين سوالهاي مشکوک بپرسي
به اون گروه ميگم گوش تورم بکشنا برو سوال بعد
-بله چشم،به اينترنت هم سر ميزنيد؟
-بله اتفاقا اولين جايي هم که ميرم همين وبلاگ شماست؛من خودم از طرفداراي پروپاقرص اين وبلاگتونم
-سايتهايي که فيلتر شدند همشون مشکل شرعي داشتند؟-
-نه همشون؛ اما هنوز تو ايران اين قانون سن و سال و 18- اين حرفا راه نيوفتاده منم به اين صفار(وزير فرهنگ)
گفتم همشو ببند تا ببينم چي ميشه
-آقا اين سرعتها خيلي پايينه همه که قدرت خريد اينترنت پر سرعت رو ندارند
-اين چه حرفيه ؟! شما بياين اين کارت اينترنتتونو از اين سوپر سر کوچه ما بخرين آقا 56 رو کامل ميده ؛
اين حرف بين خودمون بمونه وگرنه اين اينترنت هم تو محل ما ميشه مثل گوجه ديگه پيدا نميشه
-چشم؛و اما حرف آخر برا جوونا؟
-همون جمله هميشگي ما ميتوانيم
-ازشما بخاطر وقتي که در اختيار ما گذاشتين نهايت تشکر را دارم
صداي بابام:پسر بيدار شو مگه نميخواي بري دانشگاه؟
روزي مردي خواب عجيبي ديد . ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي انها نگاه ميکند. هنگام ورود ، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هاي را که توسط پيکها از زمين ميرسند، باز ميکنند و داخل جعبه ميگذارند . مرد از فرشته پرسيد : شما چه کار ميکنيد ؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد ، گفت: اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و درخواست هاي مردم از خداوند را تحويل ميگيريم.
مرد کمي جلوتر رفت . باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذ هايي را داخل پاکت ميگذارند و انها را توسط پيکهايي به زمين ميفرستند.
مرد پرسيد: شماها چه کار ميکنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين ميفرستيم. مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته است . مرد با تعجب پرسيد : شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي که دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار کمي جواب ميدهند. مرد از فرشته پرسيد : مردم چگونه ميتوانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد:بسيار ساده ، فقط کافيست بگويند : خدايا شکر